?Do I believe the world's still there
بین سخت شدن نفس کشیدن و دردایِ اینروزا آرومِ ناحیهیِ شکمی،دقیقاً وقتی که روی موتور دارم فکر می کنم decisive victory و exploitation.این که چطوری explode رو ادا کنم؛وقتی چشمام روی هم میان،می تونم باور کنم که جهان هنوز سرجاشه،این که باید مطمئن شم یه چیزایی سرجاشه هنوز برام مهمه،مثه وقتی که دوازده ساله بودم و هر شب قبل از خواب بهشون نگاه می کردم که هنوز نفس می کشن،هر دو رو چک می کردم.حتی اون موقع خیلی جدی تر نگران سنگ و آجرا بودم،تا لحظهی آخر بهش نگاه می کردم که کسی نزدیک نشه،که همه چی سرجاشه و آرومه.وقتی از بغل نونوایی "میم و برداران" برمیگشتم.قبل از خوابیدن.
I have to believe in a world outside my own mind. I have to believe that my actions still have meaning, even if I can't remember them. I have to believe that when my eyes are closed, the world's still there. Do I believe the world's still there? Is it still out there?
-Yeah. We all need mirrors to remind ourselves who we are. I'm no different.
-Memento-
- ۰ نظر
- ۲۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۱