توضیح عنوان-مقداری بیشتر
خیلی زیادن "چیزایی" که مواجهه باهاشون سوالبرانگیزه و اونا بعد از کلی فکر و فکر و فکر صرفاً و صرفاً همون "چیز" باقی موندن؛ در واقع نمیشه گفت که چه قدر به اون مفهوم یا "چیز" نزدیک شدیم و الان نسبت بهش چه وضعیتی داریم.اگه یه مفهوم علمی رو در نظر بگیریم و به عقبهش نگاه کنیم،می بینیم که الان چیزای بیشتری در موردش می دونیم، ریسرچای جدیدی در موردش انجام شده و نتیجه های جامع و مانع تری حاصل شده از فکر کردن درموردش و در کل اون مقولهی علمی پیشرفت کرده و بسط داده شده و بخشای پنهان بیشتری ازش برامون روشن شده،اما این "چیزا" رو نمیشه با متر و معیار علمی اندازه گرفت.ممکنه تعریفی که یه آدم خیلی معمولی، nهزار سال پیش در مورد اون "چیز" گفته به واقعیت اون ماجرا نزدیک تر باشه[البته اگه بشه واقعیتی براش متصور شد] تا گفتمانی که افراد با درجهی بالای علمی و هنری و فرهنگی و اجتماعی و کلی اسم+ی دیگه در مورد اون "چیز" انجام دادن.انتزاعی یا مجرد عنوان این چیزاست.OED تعریف نسبتاً روان و ساده ای از این کلمه میگه:
× definition اول و مقداری دوم مورد نظر هست.
بخش زیادی از کانفلکت های روزانهی آدمها مربوط و معطوف به همین "چیز"است، که برای من مشخصاً کلی درگیری ایجاد میکنه و تبدیلم می کنه به ماهی رانده شده/بیرون رفته از آب،و سعیم بر اینه که مواجهه باهاشون رو تمرین کنم با روایت کردن نسبتاً سادهشون،شاید تصویر مشخصتری درست شه برام.از این "چیزا" خواهم گفت چون تمایلی ندارم یه فیل باشم در محصوریتِ وهم و نامشخصی و تاریکی[عدم].
×Wow
×احساس سنتیمنتالیستی کردم. [:))].شما همچین چیزی برداشت نکنین.
× [:)]
- ۹۶/۰۴/۲۰