طَمطراق

همان ماهیِ تبعیدی به خشکی،که وضعیت فیلی را دارد خارج از اتاق

طَمطراق

همان ماهیِ تبعیدی به خشکی،که وضعیت فیلی را دارد خارج از اتاق

افسون‌سازی

نجّار | سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۹، ۰۲:۵۴ ق.ظ

یک. «من به تایید طاهری احتیاجی ندارم،» باید تبدیل شه به مادو. سوراخ دعا رو ابراهیم گفت و من پیداش نکردم هنوز که هنوزه. اون روزی که «شب است و مادرانِ شهرِ» شجریانو به سفارش فاروق گوش می‌دادم و به تقلید از سرخی سقف اتاقو ریکورد می‌کردم، در واقع داشتم طاهری رو راضی نگه می‌داشتم. از روزی که خونه احمدرضا، مامان گفت که نجّار می‌خوادو باید بیس شه [به سفارش من] داشتم به طاهری فکر می‌کردم و هنوزم در داره روی همون پاشنه می‌چرخه. 

دو. گذر کردم از دو واقعه خیلی مهم که اتفاق افتادنشونو سخت باور می‌کردم، واقعاً واقعاً یه جایی باور کرده بودم که من از اون جهنم بیرون نمیام و وقتی اتفاق افتاد یا به تعبیر درست‌تر انجام شد، وقتای تنهایی زیرزیرکی می‌خندیدم که واقعا تمام شد؟ من انجامش دادم؟ در مورد دومی هم اینقد عجیب اتفاق افتاد [واقعاً اتفاق افتاد] و الان سخته برام باور اینکه تمام شده. روبه‌روی من فرصتی دو سال و دوماهه سبز شده. ایمان دارم که مهم‌ترین بازه‌ی زندگی من خواهد بود، شک ندارم که کل قضیه اینجا شکل می‌گیره و نهایی میشه، مطمئنم؛ مین‌وایل لت دس بی وات تیکس آس، نات لک آو ایمجینیشن. دانکه.

 

سه. «بی‌هم‌زبان» بشنوین از محمدرضا شجریان. نسخه آواز بدون ساز.

  • نجّار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی