طَمطراق

همان ماهیِ تبعیدی به خشکی،که وضعیت فیلی را دارد خارج از اتاق

طَمطراق

همان ماهیِ تبعیدی به خشکی،که وضعیت فیلی را دارد خارج از اتاق

ماجرا تویه حوزه برگزاری، به غیر از من دو طرف دیگه داره، یک طرف قضیه تا الان همراه شده و اکی داده و من شروع کردم مرحله بعدو بررسی کردن. احتمالا از یکی دو روز دیگه نگارش شروع میشه و امیدوارم تا قبل از سیزده آگوست تموم شه. با سین رفتیم کوهنوردی و چای و تخم مرغ آتیشی بهمون داد و براش توضیح دادم قضیه رو. عکس العملش جالب بود. تا حدودی جدی و غیر منتظره و تقریبا ایده آل تر از چیزی که در بهترین حالت انتظارشو داشتم. به رابرت مراجعه شد و به میم. در مجموع یک قدم صحیح و رو به جلو. شرایط اون طور که میم می گفت و براش توضیح دادم در حال بهبود و خوب شدن ه. اینطور هست و امیدوارم اینطور بمونه. برکت ها و اتصالات باید یکشنبه باز شن و دوباره پول. ح و میم دارن موو این می کنن اینجا و بعدش احتمالا میم و الف و بعد الف و ط. جالب خواهد شد احتمالا. [ :)) ]
×شرایطحقیقی
× [ :دی ]
  • نجّار

UNCERTAINTY/گزارش شماره دو

نجّار | سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ
خرداد مجبور شدم پنج بار توضیحات ثابتی‌ـو به پنج گروه بدم. معاشرت‌ها بد نبود، ولی چیزی که هنوز و تا امروز وجود داره عدم قطعیته. یکی از مواجهه‌های نسبتاً عادی در اینجا، ایجاد یه فضایی هست که نامشخصه، نمیشه قطعی گقت که سودی عائد طرفی از ماجرا میشه امّا توصیف صحیح این برزخ می تونه "disgusting" باشه. پلشت. 
در حالی که دیروز جراحی لثه کردم و امروز ساعت دوازده و نیم با OA قرار داشتم، برای ناهار سوپ نیمه‌آماده درست کردم و به هم‌اتاقیِ جدیدم، مستند و فوتوپلی دادم و وقت حرکتم به کتابخونه برق اینجا که ظاهراً از بقیه پردیس جداست رفت و پناه برم به میرزای برق‌دار. وای‌کونت دو‌نیم شده خواندم و فلسفه علم.
×همین.
  • نجّار

سرایتِ خواستِ جاودانگی/گزارش شماره یک

نجّار | جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۳۲ ق.ظ

تعدای دلیل مسخره و کمی صحیح، گفته شد؛ تعدادی دلیل مسخره و کمی تا قسمتی صحیح، گفته نشد. می تونم بهشون ماهیت این‌جهانی و دگرجهانی بدم. و چیزایی که همیشه "میدل گروند" هستن و همراه من. موضوع امّا، قابلِ توجه کردن هست، و اون هم میل به contributeکردن به غیراز خوده. خواست جاودانگی و هر نوع لیبیل دیگه ای منوط به پذیرفتن زندگی نکردن تویه خلاء ه. من ولی همیشه به این قضیه فکر می کردم و می کنم که چطور به چیزی غیر از خودم نیکی برسونم. اقدامی نکردم چون اقدامی درخور نداشتم، ولی شروع این بازه می تونه محک خوبی باشه برای "بعضی چیزا". So far,So Good.

می تونم بگم که اوضاع تقریبا استیبل شده، میشه چند قدم جلوتر رو حدس زد. من اما سعی خواهم کرد the worst case scenario رو در نظر بگیرم. باید همین کارو انجام بدم. وورست کیس سناریو.

×سرواژه‌های سه تایی به علاوه x.

×پروپوزال


  • نجّار

.I will love myself despite the ease with which I lean toward the opposite

نجّار | چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ب.ظ
از زیر مدرسه علوی پیچیدم به سمت ارم، و ایده ای نداشتم از کدوم کوچه سر در میارم؛ توقعم اما همون کوچه ای بود که با نوید و مهدی ازش سر در آورده بودیم، اون ظهری که رفتم اتاقشون بعد از تموم کردن اون کتاب خیس خورده‌ی کذایی. خلوت بود و داشتم زیر لب عنوان همین مدخل رو تکرار می کردم."I will love myself despite the ease with which I lean toward the opposite". در مورد کلمه سوم. اینکه باید love باشه یا hate. قبلاً، قبل از اینکه تبدیل به mantra بشه، بهش فکر کرده بودم و سرسری قبول کردم که همون love باقی بمونه. اما همیشه نیاز می دیدم که باید یه مرور اتفاق بیفته در موردش. من به طور غالب، خودمو دوست خواهم داشت یا از خودم متنفر خواهم بود؟ سعی کردم مصالحه‌ای اتفاق نیافته. نتیجه مرور امّا این بود که واقعاً و در مجموع از این نوعِ بودنم رضایت دارم. از اینکه به دنیایی که "خیال" کردم متعهدم، و براش غصه می‌خورم راضی‌ام. نسبتاً خوش‌حال شدم از اینکه عبارت واقعاً درست ادا میشه. امّا نمی‌تونم خودمو هم، بی‌توجه نشون بدم نسبت به بقیه‌ی عبارت. "despite the ease with which I lean toward the opposite" . اوّل از همه باید در مورد ease صحبت کرد. درسته. کاملاً کاملاً درسته که به راحتی از خودم متفرم میشم. میشود ارتباطش داد با عدم قوام داشتن رویکردم نسبت به خودم. تأثیرپذیرفتن، و یا شاید بشود تقصیر را گردن "خیالم" انداخت. امّا بدون اینکه قصد داشته باشم حرف ادبی‌ای بزنم که اغلب و اغلب و اغلب اوقات فاصله می گیرم ازش، تاکید دارم که "خیال" بی تقصیر است.واقعاً بی تقصیرترین، بنابراین قسمت دوم عبارت کاملاً به احوال خودم مرتبطه. همان "حق اشتباه و دیگران هیچ و OCD". و مشخصاً OCD=Obsessive compulsive disorder. باید جدا در مورد ایشان بنویسم. امّا ادامه‌ی عبارت. کوتاه اینکه مرتبط با حجم obsessionی هست که مبتلا هستم و کاش این را خوب بفهمم.

× عبارت از فردی‌ست به اسم Koyczan که شاعر است و اهل کانادا.
× War Anthem بشنوین از Richter.
× :)
  • نجّار

دو تصویر

نجّار | سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۲۵ ب.ظ
یک. چند وقت اخیر [چیزی حدود هشت سال] زاویه‌ی مناسبی با قضیه‌ی امتحان ندارم. تمام قدرت من به عنوان بک انسانو در اختیار خودش می گیره، جسم و روحم رو آزرده می کنه و ماهیچه‌ی "دست راستم، بخشی از روده‌ی بزرگم و حنجرمو" دچار آسیب و درد. وقتایی که بیرون می‌رم و جربان طبیعی و غیرطبیعی زندگی مردمو می‌بینم،آسوده تر میشم. تصمیم می گیرم اگر در حدود زمانی امتحانا باز دچار همچین حمله‌هایی شدم، بیرون برم و امیدوارم باشم به آسوده و آروم تر شدن با دیدن جریان طبیعی و غیرطبیعی زندگی مردم. گاهی وقتی تویه جاده سوار اتوبوسِ لعنتی‌ام و کَلّم‌ـو به پنجره‌ش چسبوندم، به سنگایی که کنار جاده یا یه کم دور تر افتادن فکر می‌کنم، اینکه اینا پیوسته اینجان و شبا احتمالا سردشونه و روزا گرمشون؛ اما به خاطر نوع وجودشون و هست و زیستی که دارن شرایط‌و پذیرفتن؛ و باز این آسوده ترم می کنه. اغلب حین تجربه‌ی این دو تصویر، تصمیم می گیرم وقتای امتحانا بهشون فکر کنم اما تا به حال این اتفاق نیافتاده و طبعاً آسودگی‌ای هم حادث نشده.

دو.« بهتر است مکانی دور مانند قلّه‌ی یک کوه را انتخاب کنیم و با هم از آن بالا بنگریم. آنجا، مردی را می‌بینم، مردی با ذهنی هوشمند و حساس.بیایید به او بنگریم. شاید او روزی به وحشتی که در وجودش لانه دارد، عمیقاً نگریسته است. شاید بیش از آنچه باید، دیده است! شاید با آرواره‌های خورنده زمان یا با ناچیز بودن خویش - اینکه ذره‌ای بیش نیست - و یا با فانی ... » (وقتی نیچه گریست، Yalom)


  • نجّار